از عکس فروغ روی دلدار دل آینهء منور آمد

شبی شیخ ابوالحسن خرقانی نماز می کرد؛آوازی شنود که:«هان بوالحسن! خواهی که آنچه از تو می دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند؟»شیخ گفت: ای بار خدای! خواهی تا آنچه از رحمت تو می دانم و از کرم تو می بینم با خلق بگویم تا دیگر هیچ کس سجودت نکند؟!
آواز آمد: نه از تو و نه از من!

/ 1 نظر / 10 بازدید
آیکا

عجب دريا دلي هستم تو شوق بي كرانه [گل]