الصلا

 


الصلا ای عشقبازان ، الصلا ای عارفان
مظهر حُسن ِ ازل بیرون خرامید از حجاب
رحمتٌ للعالمین برداشت از صورت نقاب

 

 

 

 

 

/ 13 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علي

سلام " آلبوم رُکیَه صَفَر با صدای اسحق احمدی " به روزم با آلبومی کاملا بندر عباسی و بسیار متفاوت ... منتظر حضور صمیمانه ی شما دوست عزیزم هستم ...

دوست

ایام به کام هوووووووووو مدد

حقیر

بسم الله الرّحمن الرّحیم زیبایی عشق به سکوت است نه فریاد ، پس با تمام سکوتم دوستت دارم . . . یک سلام به توان یک ، جلو اش تا بی نهایت صفرها همچنین به همراه خروارها از این تعارفات معمول و مرسوم ، از جمله کار و بار چطور است و اینها.... می گفت: ستاره خفت ، بر می گردم وقتی که سحر شکفت بر می گردم سر تا سر خاک جبهه رو باید گشت دنبال کسی که گفت : بر می گردم ... خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن . آقا دلم برایتان تنگ شده است یک جوانمرد با انصاف پیدا نشد که بگوید فلانی کجاست ؟ نکند همدم باد صباست ... یا آواره کوه و بیابان هاست خلاصه الآن کجاست ... کجاست ؟ [گل][گل][گل][گل][گل] در هر صورت دعا فراموش نشه ...[گل][لبخند]

که برد از ره پنهان به حرم قافله را

به خرابات برید از در این خانه مرا که دگر یاد شراب آمد و پیمانه مرا دل دیوانه به زنجیر نبستن عجبست که به زنجیر ببندد دل دیوانه مرا می بیارید و تنم را بنشانید چو شمع پیش آن شمع و بسوزید چو پرانه مرا همچو گنجیست درین عالم ویران رخ او یاد آن گنج دوانید به ویرانه مرا بر میان از سر زلفش کمری میبستم گر بدو دست رسیدی چو سرشانه مرا هر که خواهد که به دامم کشد آسان آسان گو: مپندار بجز خال لبش دانه مرا سرم از شوق و دل از عشق چنین شیفته شد تا که شد اوحدی شیفته هم خانه مرا [گل]

گلبانگ

ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین! حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین! بال های خویش را دست توسل کرده بود

darvish110

یا هو نفست همیشه حق باشد یا حق