هو الله

دنیای بی بنیاد

این روزها روزهای فوق العاده غمگینی هست برام و می دونم که روی رفتارم %100  تاثیر گذاشته. این همه کشت و کشتار توی دنیا و بی خیالی سران کشورهایی که همیشه ادعا داشتند که ما روشن فکر و آزاد اندیشیم من رو اذیت می کنه. ای کاش می تونسم بی خیال از کنار این چیزها رد بشم و بگم که به من ربطی نداره. دیدن جنازه تیکه پاره شده بچه های کوچیک خیلی سخته. با خودم فکر می کنم اگر مادر بودم و بچه هام رو توی این وضعیت میدیدم چه احساسی داشتم؟ نفسم بند میومد از حال میرفتم. بعد بیدار میشدم یکی بهم میگفت بقیه خانوادم هم تیکه تیکه شدن. خدا لعنت کنه هر کی باعث این اتفاقهاست... امیدوارم انسانیت روزگار خوبی ببینه. 

چه صبری داشتند پیامبرها. حضرت موسی,عیسی و محمد چه بدبختیایی کشیدند که بتونند مردم روزگار خودشون رو بیدار کنند. درود و صد درود به همشون که محکم ایستادند.... برای عدالت و حق ایستادن کار سختیه, خیلی خیلی سخت. مخصوصا وقتی با انسانهای مکار سر و کار داری که به هر قیمتی میخواند که پارچه سیاه روی حق و عدالت بندازند. چه دلهایی سیاهی دارند بعضیها.

یکی از دوستان اینترنتی من که 66 ساله هست و معلول جسمی هست برام امروز تعریف کرد که اتفاقهای خیلی بدی توی زندگیش افتاده و مورد سوء استفاده خیلیها قرار گرفته. متاسفانه شوهر سابقش اون رو وقتی جوان بوده و 8 ماه باردار از پله ها میندازه پایین و باعث مردن بچه و معلولیت خودش میشه. اون گفت ته دلش با اینکه این غم رو همیشه خواهد داشت سعی می کنه با حرف مادرش زندگی کنه که بهش گفته بود خوشحالی و آرامش تو توی خدمت به دیگرانه و وقتی که دیگران رو کمک کنی توی قلبت احساس آرامش میکنی. به خاطر این حرف مادرش سالهای جوانیشو صرف خدمت به فقرا و بی خانمانها کرد. با اینکه الان توی زندگیش خیلی تنهاست ولی قلبا خوشحاله و از زندگیش راضیه. دیروز این خانم به من گفت که مسلمان شده و خیلی به این خاطر خوشحاله. اون یه آمریکاییه که توی خانواده مسیحی بزرگ شده ولی گفت که آرامش زیادی توی اسلام و عشق به خدا پیدا میکنه. خیلی خانم قوی ای هست. براش دعا کنید. اون هیچ وقت اجازه نداد که هیچ چیزی جلوی کمکش به دیگران رو بگیره. 

این جور آدمها پیامبرهای کوچیکی هستند که به آدم احساس امیدواری میدند. بهت یاد میدند که بدی رو با بدی نباید جواب داد, احساسی منفی رو باید با احساسای مثبت جواب بدی و همیشه توی ذهنمون داشته باشیم که ما همه فقط انسانیم و روحیاتمون و رفتارمون بیشتر اوقات تاثیر گرفته از محیطمونه که ما نمی تونیم کنترل کنیم. پس بهتره بجای تنفر از هم دیگه مهربونی رو یاد بگیریم و به این زنجیره احساسهای منفی حداقل حداقل حداقل توی زندگی خودمون پایان بدیم که به انسانی دیگر نرسه. ما باید یاد بگیرم محبت به بقیه رو, اعترف میکنم خیلی سخته ولی اگر سعی کنیم میتونیم و میشه. این بدیها یه جایی باید تموم بشه, شما کسی باشید که این زنجیره رو لااقل در حدود خودش قطع میکنه. 

   + مطرب دل ; ۸:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۱٦
comment نظرات ()