هو الله

غریب

چند هفته پیش مامان وقتی داشت با دختر عمه ام صحبت میکرد گفت وقتی رفتی سر مزار مامانجون سلام ما را بهش برسون و بگو دلمون براش تنگ شده.ما اصلا نمیدونستیم که کی قراره اونجا بره. ولی دیروز متوجه شدم همون روزی که رفته بود اونجا سر مزارش روزی بود که من یاد مامانجون بودم و نوشته قبلی رو نوشتم. شب همون روز هم که مطلب قبلی رو نوشتم مامان خوابشون رو دید. 

چه غریب.

چند ماه پیش بود که توی کتابی خونده بودم برای رفتگان باید 11 بار سوره اخلاص رو خوند که براشون خوبه. نوشته بود که از طریق خواب دیگران این تایید شده. خوندم و شب خواب باباجون و مامانجون رو دیدم. جالب اینجا بود که باباجون 11 دلار هم به من پول داد گفت برسون به یتیم!

انالله

   + مطرب دل ; ۸:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٥/٢٧
comment نظرات ()