هو الله

باغبان

دم عید که از اومدن گرما خیلی شور و ذوق داشتم چندتا از هسته های سیبی که خورده بودم رو نگه داشتم و لای یک دستمال خیس توی نایلون گذاشتم و کاملا فراموشش کردم. وقتی بعد از دو-سه هفته یادم افتاد رفتم هسته ها رو از توی نایلون آوردم بیرون دیدم به اندازه 2 سانت ریشه دادن. دو تا گلدون کوچک داشتم، هسته های سیب رو توی اون کاشتم. الان بزرگ شدند و دارن برگ میدن! فکر کنم تا آخر تابستون قد و قامت خوبی پیدا کنند. میخوام که همین کار رو با هسته لیمو شیرین و گلابی هم بکنم.
 

شنبه و یکشنبه با مامان چند ساعتی توی باغچه کار کردیم. از پاییز کلی شاخ و برگ خشک مونده بود که با اومدن برف توی زمستون نتونستم جمعشون کنیم. از حیاط پشت و جلوی خونه جمعا چهار تا کیسه پر از شاخ برگ جمع شد. ولی کار توی حیاط لذت بخشه. انشالله اگر بشه میخوام یه بوته رز بکارم تا حیاط یکم رنگ و روح بگیره. اگر سنجابها اجازه بدند میخوام مثل هز سال فلفل هم بکارم، توی ماه رمضون با افطاری خیلی میچشبه!

   + مطرب دل ; ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۱
comment نظرات ()