هو الله

درود بر موسی و مادرش

اخبار شیعه چند روز پیش اعلام کرد که گروه داعش دو تا خانواده شیعه ایرانی رو به قتل رسوند. احساس میکنم که همه انرژی وجودم رفته, نه به خاطر اینکه اونا شیعه یا ایرانی بودند. نه. به خاطر اینکه اینا به اسم دین و پیامبر و خدا این کارها رو می کنند و کودکان رو به قتل می رسونند. شیعه سنی می کشه, سنی شیعه می کشه چون هر کس "خودش" رو برتر از اون یکی میدونه. ولی کودکان چه گناهی کردند؟ چه کسی با چه دلی کودکای کوچک و پاک رو می تونه به بدترین روش بکشه؟ آخه چطوری؟ به چه دلیلی؟ با چه دلی؟ بدترین داستانها رو شنیدم که هر دو طرف با هم چه کار می کنند. تو ذهنم چشمای بچه ای رو میبینم که گریه می کنه و از ترس می لرزه. بچه ای که شاید چند دقیقه آخر زندگیش رو شاهد مرگ پدر, مادر, خواهر و برادر خود بوده... 

 یاد داستان فرعون افتادم که خوابی دید و دستور داد همه پسرهای سرزمینش کشته بشن. موسی به لطف خدا توی خانه ی خود فرعون پرورش پیدا کرد و تونست اسم خدا رو بین قوم خودش پخش کنه. شاید "موسایی" توی دل کودکی هست و آواز خدا رو در وجودش زنده نگه داشته.

 

درود بر تو موسی و درود بر مادرت

 

 

   + مطرب دل ; ۸:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢٦
comment نظرات ()

ایمان

شاید اگر چند سال پیش کسی‌ به من میگفت "ایمان" اولین چیزی که بهش فکر می‌کردم آدمی‌ بود که فرایض دینیش رو انجام میداد. کسی‌ که اعمال شریعت رو زیر و روش رو به خوبی‌ میدونست و به خوبی‌ اجرا میکرد. ولی‌ امروز این کلمه‌ها معنی‌ متفاوتی برای من داره. الان این کلمه‌ها برای من اشاره به کسی‌ داره که تمام اعتمادش، تمام تکیه ا‌ش خداست. کسی‌ که اگر حتّی تو بدترین شرایط قرار بگیر میگه خدا، من میدونم که تو همیشه هر غمی رو با خوشحالی پایان میدی، من به تو اعتماد دارم و میدونم که این روزهای سخت هم می‌گذره. من به علم تو اعتماد دارم و هرکدوم از این تجربه‌ها دارند به شکل‌گیری شخصیت من کمک میکنند. یا اگر شادی براش پیش بیاد بگه: خدا همونطور که من تورو تو غم فراموش نکردم تو شادی هم فراموش نمیکنم مرسی‌ از هدیه زیبایی‌ که به من دادی. ایمان یه حس قشنگیه. یه چیزی که تورو به هر اتفاق تو دنیا ضدّ ضربه میکنه چون این ایمان بهت عشق داده. عشق به خدا. 

   + مطرب دل ; ٦:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱٦
comment نظرات ()