هو الله

انسانهای والا

سلام خدا،

نصف شبه من تنها نشستم اینجا. دارم زندگیمو تو ذهنم مرور می‌کنم. شکر، به لطف تو این فرصت رو داشتم که با انسانهای خیلی‌ والایی آشنایی داشته باشم، و این چه قدر به شکل گیری شخصیت من کمک کرد. خیلی‌ ایراد هست تو وجودم، باید این ایرادها رو درست کنم.‌ای کاش امسال بتونم با کمک تو یه سال روحی‌ خوبی‌ درست کنم. احساس می‌کنم دوست بزرگترمی که همیشه  آماده برای کمک هست. یه دوست خوب و صبوری که هر حرفی‌ که به تو میگم گوش میدی. راستی‌، چرا انقدر مهربونی؟!‌ای کاش زبون احساس رو میشد با الفبا بیان کرد، ولی‌ نمی‌شه. چون تو خدای منی شاید بفهمی اگر بگم:یاس،بید مجنون، انار، دارم چه احساسی‌ رو میگم. این دختر عجیب قریب دوست داره خدا. 

هر چه دهی بده مده زلف به باد‌ای صنم 
هر چه نهی بنه منه پای به رهگــــذار من
 
امیدوارم هیچوقت آن‌قدر خودخواه نشم که یادم بره با تو حرف بزنم.

   + مطرب دل ; ٩:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/۸
comment نظرات ()