هو الله

غرض

اگر چه عالم همی گشتی, چون برای او نگشتی ,تو را یاری دیگر می باید گردیدن گرد عالم که  قُلْ سِیرُواْ فِی الأَرْضِ ثُمَّ انظُرُواْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ   (بگو که در زمین بگردید با چشم خود وببینید که عاقبت آنها که آیات خدا را تکذیب می کردند به کجا انجامید) . انعام آیه ١١

آن سیر برای من نبود برای سیر و پیاز بود. چون برای او نگشتی, برای  غرضی بود. آن غرض حجاب تو شده بود و نمی گذاشت که مرا ببینی. همچنان که در بازار کسی را چون به جدّ طلب کنی هیچکس را نمی بینی, و اگر ببینی, خلق را چون خیال بینی.  یا در کتابی مسئله ای می طلبی, چون گوش و چشم و هوش از آن یک مسئله پر شده است, ورقها می گردانی و چیزی نمی بینی. پس چون ترا نیّتی و مقصدی غیر این بوده باشد, هر جا که گردیده باشی, از آن مقصود پر بوده باشی, این را ندیده باشی.

 

از چشم من بیرون مشو ای شعله ی تابان من

   + مطرب دل ; ٥:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢۸
comment نظرات ()