هو الله

شور جهان

سنت بد کز شه اول بزاد 

این شه دیگر قدم بروی نهاد

هر که او بنهاد ناخوش سنتی   

سوی او نفرین رود هر ساعتی

نیکوان رفتند و سنتها بماند  

وز لئیمان ظلم و لعنتها بماند

شاهی حق ستیز بتی نهاد و در کنارش خرمنی آتش, که هر کس بت را سجده کند برهد وگرنه به آتش افکنده شود. آن شاه در واقع بنده و برده ی نفس خود بود که مردم را به بندگی بت می کشید و اگر نمی پذیرفتند در آتش می افکند.

چون سزای این بتِ نفس, او نداد 

از بت نفسش, بتی دیگر بزاد

مادر بتها بت نفس شماست 

زانکه آن بت مار و این بت اژدهاست

بت شکستن سهل باشد, نیک سهل 

سهل دیدن نفس را جهل است, جهل

صورت نفس ار بجویی, ای پسر  

قصّه ی دوزخ بخوان با هفت سر

هر نفس مکری و در هر مکر از آن

غرقه صد فرعون با فرعونیان

در خدای موسی و موسی گریز

آب ایمان را زفرعونی مریز

دست را اندر احد و احمد بزن 

ای برادر, واره از بوجهل تن

در این میان مادری را با کودکش نزد بت آوردند و امر به سجده کردند, مادر نپذیرفت. کودکش را به زور از آغوشش ربودن و در آتش افکندد. مادر برای نجات فرزند خواست بت را سجده کند.

کودک در آتس زبان باز کرد و فریاد زد:

اندرآ ای مادر, اینجا من خوشم 

گرچه در صورت میان آتشم

اندرآ, اسرار ابراهیم بین

کو در آتش یافت سر و یاسمین

اندرآ مادر به حقّ مادری

بین که این آذر ندارد آذری

اندرآ و دیگران را هم بخوان

کاندر آتش شاه بنهادست خوان

اندر آیید همه پروانه وار

اندرین بهره که دارد صد بهار

وقتی مادرش صدای شادمانه کودک را شنید, دیگر شک به خود راه نداد و خود را در آتش افکند در حالی که فریاد می زد: بیایید و در آتش گلستان را ببینید.

حال مردم دگرگون شد, شعله عشق الهی درونشان سر کشید, شجاعت و فداکاری ایمان افزون گشت.

خلق خود را بعد از آن بی خویشتن

می فکندند اندر آتش مرد و زن

بی موکّل, بی کشش از عشق دوست

زانکه شیرین کردن هر تلخ از اوست

آن چنان مردم از عشق دوست خود را در آتش می افکندند که شاه ستمگر و سایر خون آشامان اطراف او, شرمنده و پشیمان شدند. مومنان پایدارتر شدند و بدکاران ناتوانتر, و این امری حقیقی است که هر کشنده ای با شمشیر خود کشته می شود, هر مارگیری خود با زهر مار می میرد, هر چاهکنی خود به چاه می افتد و هر زندان کننده ای خود روزی به زندان خواهد افتاد. 

 

برگرفته شده از کتاب:داستان ها و پیام های مثنوی

نوشته ی: دکتر حشمت الله ریاضی

 

   + مطرب دل ; ٦:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٢۱
comment نظرات ()