هو الله
تا به کجا می برد این دل مرا**** سوی فنا میبرد این دل مرا****از حرم خاصه ی اسرار خویش**** تا به سما می برد این دل مرا**** مطرب چنگی به مقامات وصف **** کرده ندا می برد این دل مرا**** در طلب حضرت سلطان عشق**** تحت لوا می برد این دل مرا **** فاش و عیان گفت سخن بی قرار**** سوی فنا می برد این دل مرا
 

یه بار خیلی‌ وقت پیش تو تلویزیون با یکی‌ داشتن مصاحبه می‌‌کردن , اگه اشتباه نکنم یکی‌ از برنده‌های المپیاد ریاضی‌ بود. یه چیزی گفت که هیچوقت یادم نمیره. اون گفت که:

"دعاهای خودتون رو یه جایی‌ بنویسید. یه مدت که می‌گذره شما دعاهاتون رو یادتون میره ولی‌ خدا یادش می‌مونه. وقتی‌ مستجاب می‌شه شما فراموش می‌کنید که این هدیه‌ای از طرف خداست".

هدیه‌ای از طرف او برای خود تو! از طرف خالق به شخص تو! از طرف اونی‌ که همه زندگی‌ در دست اوست به تو! از طرف کسی‌ که شادی‌ها و غمها در دست اوست به تو! از طرف کسی‌ که بخواد چیزی وجود داشته باشه فقط باید بخواد و اون چیز به وجود میاد, به تو! از طرف پاکترین و والاترین و مهربانترین و بخشنده‌ترین و عادلترین موجودی که در هر دو دنیا میتونه وجود داشته باشه, به تو!  زیباتر از این چیزی هست؟ 

 

الله


الهی دلی ده که جای تو باشد
لسانی که در وی ثنای تو باشد
الهی بده همتی آنچنانم....
که سعیم وصول بقای تو باشد

الهی چنانم کن از عشق خود مست 
که خواب و خورم از برای تو باشد
الهی عطاکن بفکرم تونوری
که محصول فکرم دعای تو باشد
الهی عطاکن مرا گوش قلبی
که آن گوش پر از صدای تو باشد
الهی چنان کن که این عبدمسکین
برای تو خواند برای تو باشد
الهی عطا کن بر این بنده چشمی
که بینائیش از ضیای تو باشد
الهی چنانم کن از فضل و رحمت 
که دائم سرم را هوای تو باشد

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳٩۱ - مطرب دل

 

اگر خواهی که خود را بشناسی، بدان که تو را آفریده اند از دو چیز... یکی این کالبد ظاهر است که آن را تن گویند و وی را به چشم ظاهر بتوان دید و دیگر، معنی باطن که آن را نفس گویند و جان گویند. و دل گویند و آن را به بصیرت باطن بتوان شناخت و به چشم ظاهر نتوان دید و حقیقت تو، آن معنی باطن است و هرچه جز این است، همه تبعِ اوست و لشکر و خدمتگار اوست و ما آن را دل نام خواهیم نهادن. 

...حقیقت دل این عالم نیست و بدین عالم غریب آمده است و به راه گذر آمده است و این گوشت ظاهر مرکب و آلت وی است, و همه اعضای تن لشکر وی اند و پادشاه جمله تن, وی است و معرفت خدای تعالی و مشاهدات جمال حضرت وی صفت وی است, و تکلیف بر وی است و خطاب به وی است و عتاب و عقاب به وی است, و سعادت و شقاوت اصلی وی راست, و تن اندر همه حال تبع وی است, و معرفت حقیقت وی و معرفت صفات وی کلید معرفت خدای تعالی است. 

جهد کن تا وی را بشناسی که آن گوهری عزیز است و از جنس گوهر فرشتگان است و معدن اصلی وی حضرت الوهیت است: از آنجا آمده است و بدانجای باز خواهد رفت, و اینجا به غربت آمده است به تجارت و حراثت. 

 

"کیمیای سعادت"

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳٩۱ - مطرب دل

عید

یک سال هم از سال ۹۰ گذشت...

سال پر اتفاقی‌ بود، همشون اتفاق‌های خوب. خدا رو شکر می‌کنم که با من بود و دستم رو گرفت و تنهام نگذاشت.  
زیبایی‌ زندگی‌ من به اینه که با آدمهای خیلی‌ خوب و "زیبا روحی " آشنا شدم. از صمیم قلب برای همشون آرزو دارم که نور دلشون زنده باشه به عشق و محبّت.

"یا مقلب القلوب"... تا حالا به زیبایی‌ این دعا فکر کردین؟ چه قدر قشنگه که ما اول بهار، تو عید، تو شادی این دعا رو می‌خونیم. الله...

سرمستی بهاری برای دوستانم آرزو دارم! 

یا حق

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳٩٠ - مطرب دل

 

معبد خداوند فقط به روی دلی شاد و آوازخوان و رقصان باز است..
دلِ گرفته را به این معبد، راهی نیست..
پس، از اندوه اجتناب کن..
دل خود را از همه ی رنگ ها سرشار کن!
درخشان و رنگارنگ، مثل یک طاووس..
و برای این دلشادی و آواز و رقص به دنبال دلیلی نباش..
کسی که برای شادی دلیلی می جوید، شاد نخواهد بود..
چون شاخِ تر به رقص آ و نغمه ساز کن!
نه برای دیگران،
نه به خاطر چیزی..
برقص! فقط به خاطر رقص..
بخوان! فقط برای آواز..
آن گاه سرتا پای زندگی ات ملکوتی می شود..
و فقط در این حالت است که همه چیز رنگ نیایش به خود می گیرد..
این گونه زیستن، آزاد بودن است..
آرزومند سعادت نباش!
زیرا نفس همین آرزو، مانعی بر سر راه است..
زندگی ات را به آرزو زنجیر نکن
و به هیچ هدفی چشم ندوز!
آزاد زندگی کن!
لحظه به لحظه زندگی کن!
و از چیزی نترس، از ترس هم آزاد شو!
زیرا چیزی برای از دست دادن نداریم..
چیزی هم به دست نمی آوریم..
و وقتی این را بفهمی،
کمال زندگی ات تحقق می یابد.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٩ بهمن ،۱۳٩٠ - مطرب دل

 

در حدیث آمده است قلب گنجایش حق را دارد. تا چه رسد به ما سوی اللّه .

مولوی می گوید:

گفت پیغمبر که حق فرموده است من نگنجم هیچ در بالا و پست
در زمین و آسمان و عرش نیز من نگنجم این یقین دان ای عزیز
در دل مومن بگنجم ای عجب گر مرا جویی در آن دل ها طلب

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱ بهمن ،۱۳٩٠ - مطرب دل

 

روزى ، یکى نزد شیخ ابوسعید ابوالخیر آمد و گفت اى شیخ ! آمده ام تا از اسرار حق چیزى به من بیاموزى .

شیخ گفت : بازگرد تا فردا .

آن مرد بازگشت ، شیخ بفرمود تا آن روز موشى بگرفتند و در حقه ( جعبه ) بکردند و سر آن محکم ببستند .

دیگر روز آن مرد باز آمد و گفت : اى شیخ آنچه دیروز وعده کردى ، امروز به جاى آرى .

شیخ فرمان داد که آن جعبه را به وى دهند. سپس گفت : مبادا که سر این حقه باز کنى. مرد حقه را برگرفت و به خانه رفت . در خانه صبر نتوانست کرد و با خود گفت : آیا در این حقه چه سرى از اسرار خدا است ؟ هر چند کوشید نتوانست که سر حقه باز نکند . چون سر حقه باز کرد، موشى بیرون جست و برفت .

مرد، پیش شیخ آمد و گفت : اى شیخ ! من از تو سر خداى تعالى خواستم ، تو موشى به من دادى ؟!

شیخ گفت : اى درویش ! ما موشى در حقه به تو دادیم ، تو پنهان نتوانستى کرد؛ سر خداى را چگونه با تو بگوییم؟

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳٠ آذر ،۱۳٩٠ - مطرب دل

 


نقل است که از ابراهیم ادهم پرسیدند: که سبب چیست که خداوند را می خوانیم و اجابت نمی آید؟ گفت: از بهر آنکه خدای را می دانید و طاعتش نمی دارید، و رسول را می دانید و طاعتش نمی دارید، و متابعت سنت وی نمی کنید و قرآن می خوانید و بدان عمل نمی کنید، و نعمت خدای می خورید و شکر نمی کنید و می دانید که بهشت آراسته است برای مطیعان و طلب نمی کنید، و می شناسید که دوزخ ساخته است با اغلال آتشین برای عاصیان، و از آن نمی گریزید و می دانید که مرگ هست و ساز مرگ نمی سازید، و مادر و پدر و فرزندان را در خاک می کنید و از آن عبرت نمی گیرید، و می دانید که شیطان دشمن است با او عداوت نمی کنید، بلکه با او می سازید، و از عیب خود دست نمی دارید، و به عیب دیگران مشغول می شوید. کسی که چنین بود دعای او چگونه مستجاب باشد؟

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢۸ آبان ،۱۳٩٠ - مطرب دل

 

می پرسی، "پس چه باید کرد؟"
توصیه ی من این است: فکر نکن که می توانی از جنگ جهانی سوم جلوگیری کنی، فکر نکن که می توانی فقر را تغییر بدهی. فقط می توانی خودت را عوض کنی.
 
طمعت را دور بینداز، آینده را دور بینداز، ذهن را دور بینداز، بیشتر عشق بورز، بیشتر قلبت را بگشا و با دلت زندگی کن. و اگر مردمان زیادی اینگونه زندگی کنند، این تنها راه تغییردادن دنیاست.

دنیا را نمی توان مستقیماً تغییر داد، دنیا یک روح ندارد. روح در فرد وجود دارد و تنها افراد هستند که می توانند تغییر کنند. اگر یک محتکر باقی بمانی ، طمعکار، خشن، سرکوب شده، این جامعه ادامه خواهد یافت. و می توانی به گدا پول بدهی و او گدا باقی خواهد ماند، زیرا پول هرگز چیزی را عوض نخواهد کرد. من میلیونرها را دیده ام که هنوز گدا هستند، چنان خسیس هستند که هرچه هم که داشته باشند هیچ فرقی ندارد.
 
اگر تو تغییر کنی، آنوقت اوضاع فرق می کند.
هرچه که می توانی بخشش کن، هرچه که می توانی سهیم شو، ولی فقط با عشق ببخش.
سیاسی فکر نکن که دنیا را تغییر بدهی، وگرنه ناکام خواهی شد.
 
از فکر تغییر دادن دنیا بیرون بیا. هرکاری را که احساس می کنی انجام بده. اگر گدایی را در خیابان می بینی و احساسی در تو بر می خیزد، کاری بکن، هرکاری که احساس می کنی، بکن. نمی گویم که کاری نکن. فقط می گویم که امید نداشته باش که دنیا را تغییر می دهی. هیچ چیز تغییر نخواهد کرد.
تنها راه تغییر دادن دنیا، تغییر دادن سطح آگاهی انسان هاست ، و این را تنها می توانی در خودت انجام بدهی. این را نمی توان از بیرون در مورد کسی انجام داد. آری، اگر سطح آگاهی خودت را تغییر بدهی، ارتعاشی ایجاد خواهی کرد که مردم را تغییر خواهد داد، بدون اینکه از آن باخبر شوند، آنان را تغییر خواهد داد.
 
دنیا به محیطی متفاوت نیاز دارد ، نه یک جامعه ی متفاوت، بلکه یک محیط متفاوت. به یک محیط روحانی متفاوت نیاز است. برای همین است که من مستقیماً علاقه ای به تغییر دنیا ندارم. من نمی خواهم شما خدمتکاران جامعه شوید، ماموران تبلیغ یا چیزهایی مانند آن.
من مایلم شما مطلقاً خودخواه شوید.
 
نخست سعی کن بدانی که کیستی: این نخستین گام خودخواهی است.
سپس سعی کن عشق بورزی: این دومین اصل خودخواهی است.
خودت را دوست بدار، تا بتوانی دیگران را دوست بداری.
 
و سومین اصل خودخواهی: لحظه را با خوشی و شادمانی زندگی کن ، و آنگاه چیزی توسط تو شروع می کند به رخ دادن.
تو یک نقطه ی اشتعال می شوی: روندی جهانی آغاز می شود.
 

 
 "اوشو"

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٩ مهر ،۱۳٩٠ - مطرب دل

 

پاییز

افکاری در دلم می آید

خاطره‌های دور

زیبایی های اندوهگین

بودن‌هایی‌  آمیخته با نبودن

بزمهای شاد گذشته

و آغوش‌ گرم محبت

مرا مست تر کن

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٩ شهریور ،۱۳٩٠ - مطرب دل

 

میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی می کرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند. وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند.وی پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام  خانه را با سبز رنگ آمیزی کند .

 همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میکند. پس از مدتی رنگ ماشین ، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد. بعد از مدتی مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید. راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشود متوجه میشود که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن کند.

 او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش میرسد از او می پرسد آیا چشم دردش تسکین یافته ؟ مرد ثروتمند نیز تشکر کرده و میگوید :" بله . اما این گرانترین مداوایی بود که تاکنون داشته." مرد راهب با تعجب به بیمارش میگوید بالعکس این ارزانترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام. برای مداوای چشم دردتان،  تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز خریداری کنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود.برای این کار نمیتوانی تمام دنیا را تغییر دهی ، بلکه با تغییر چشم اندازت میتوانی دنیا را به کام خود درآوری. تغییر دنیا کار احمقانه ای است اما تغییر چشم اندازمان ارزانترین و موثرترین روش میباشد.


 آسان بیندیش راحت زندگی کن

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٧ امرداد ،۱۳٩٠ - مطرب دل